همه چيز است و هيچ چيزی نيست
شعر، بیزندگی پشيزی نيست
شعر در من نبود و من بودم
من نباشم كه شعر، چيزی نيست
شعر را میشود كه ننويسم
ولی از شاعری گريزی نيست
گند بالا زدهست در شعرم
چه كنم واژهی تميزی نيست
از خودم هم بريدهام ديگر
شعر، جز حرفهای تيزی نيست
كه فرو میروند در سر من
خون به خون میدوند در سر من
كلماتی بياور از بالا
تا بگيرم كمی سر از بالا
ديگر از آسمان كبودترم
من همانم كبوتر از بالا
سقف اين آشيانه را بشكن
باز كن تكهای در از بالا
جبرئيلم بيا كمی پايين
يا بيَنداز يک پَر از بالا
دوست دارم كه وحی بنويسم
آيههايی رساتر از بالا
كه فرو میروند در سر من
خون به خون میدوند در سر من
صبرم از شعر گفتنم سر رفت
رشتهی شعر، از قلم در رفت
در خيالم خيال میكردم
سرم از ابرها فراتر رفت
اين ورم ابر و آن ورم خورشيد
آسمان هم به باورم ور رفت
گوش من میشنيد و كر میشد
هر چه پايم دويد كمتر رفت
هرچه كردم كه دورتر بروند
كلمات آمدند و با هر رفت
كه فرو ميروند در سر من
خون به خون میدوند در سر من
جوهر از خون، سَرِ قلم، ناخن
مثل ديوانه مینويسم، چون
گرچه مايَسطُرون نميدانم
باز گفت اِنَّهُ لَمَجنُونٌ
گرچه تكراریاند قافيهها
چار وزن مرا تحمل كن
فاعلاتن مفاعلن مفعول
فاعلاتن مفاعلن فعلن
فعلاتن مفاعلن مفعول
فعلاتن مفاعلن فعلن
كه فرو ميروند در سر من
خون به خون ميدوند در سر من
یکی از زیباترین آهنگ هایی که این روزها شنیدم؛
من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری میرسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل میکنی.. مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ ِ مُرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
خودم گفتم که تلخه روزگارت
منو بیرون بریز از کوله بارت
دلم می مرُد و راه ِ بغض و سد کرد
به خاطر ِخودت ! دستات و رد کرد
برو بالاتر از اینی که هستی
تو بغض ِ هر دو تامونو شکستی
با چشم ِ تر اگه تو مه بشینی
کسی شاید شبیه من ببینی
منم اونکه تو رو داده به مهتاب
کسی که روتو میپوشونه تو خواب
کسی که واسه دنیای تو کم نیست
میخوام یادم بره...دست ِ خودم نیست
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ ِ مُرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم...
شاعر : مونا برزویی
آهنگ ساز : مهدی یراحی
تنظیم : مهدی یراحی
خواننده : علی لهراسبی
آلبوم : 14

سه شنبه ۲۹/۱۰/۸۸
جلسه ای پیرامون "حق مالکیت معنوی آثار»
با حضور مصطفی رحماندوست - مهدی کاموس - فرهاد صفریان
ساعت ۱۶:۳۰- ۱۸:۳۰
آدرس سرای اهل قلم:
خیابان انقلاب اسلامی - خیابان فلسطین جنوبی - کوچه خواجه نصیر - پلاک 2
تلفن: ۶۶۹۶۶۱۵۶
"فارغ از اینکه در کجای جهان باشید و با چه زبان و آیینی،کافی است صبح که از خواب بر می خیزید و از پنجره اتاق هرچند اجارهای تان به بیرون نگاه می کنید، اندکی تامل کنید آن وقت حتی اگر مردم روستای کوچکی پیش شما باشند، هر یک نسبت به دیگری اختلاف های قابل تمایز دارند.
غزل همان «پنجره» است؛هر گاه شاعری از پس آن جهان مورد علاقه اش نگاه کند چشم اندازش با دیگر همسایگانش در سرزمین شعر متفاوت خواهد بود.
غزل های این دفتر تابلوهای رنگارنگ از جهان جوانی است آگاه به ظرفیت های زبانی و مضمونی این قالب و البته عاصی از باید ها و نبایدهای پیشین.فرزندی که نگران میراث غزل است اما خود را برای نگهبانی از این میراث موظف پوشیدن عبا و قبا و نعلین یا بستن زنار و دستار نمی داند.
جسارت های زبانی مشهود در دفتر «پنهان گریه ها» از نام مجموعه آغاز می شود و تا واپسین ابیات ادامه دارد.بادا که در دفترهای آینده،شاعر این تجربیات را به انجام و فرجامی روشن تر برساند."این مقدمه ای است که شاعر بزرگوار و متبحر معاصر جناب آقای سیدضیاءالدین شفیعی بر دفتر حقیر نگاشته است که لازم می دانم صمیمانه ترین درودها را تقدیمش کنم به خاطر انتشار آبرومند این مجموعه و اینکه باعث شد من به خود ببالم که اگر این چند سال در برابر چاپ مجموعه ام مقاومت کردم او به عاقبتی چنین دلپذیر خرسندم کرد.
«پنهان گریه ها» در ۸۰ صفحه و ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات «هنر رسانه اردی بهشت» منتشر شد و در بر دارنده ی ۳۲ غزل برای هر سال زندگی شاعر و یک غزل مثنوی که مرور همین 32سال است می باشد. امید که مورد توجه دوستان و مخاطبان شعر بخصوص غزل قرار بگیرد.
دوستانی که خارج از تهران هستند می توانند نشانی پستی اشان را بنویسند تا در اسرع وقت برایشان ارسال کنم.
مرکز پخش : تهران، خیابان سبلان شمالی، خیابان شهید نوری، کوچه شهید ترابی،پلاک ۳۹، موسسه هنر رسانه اردیبهشت. تلفن ۸۸۴۰۳۷۵۹